![]() |
![]() |
|
|
وقتي تو نيستي ، نه هست هاي ما چونان که بايدند نه بايدها
مثل هميشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض مي خوانم
عمريست لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره ميکنم ، باشد براي روز مبادا
اما در صفحه هاي تقويم روزي بنام روز مبادا نيست
آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز
روزي شبيه فردا
روزي درست مثل همين روزهاي ماست ،
اما کسي چه ميداند
شايد امروز نيز روز مبادا باشد
![]() وقتي تو نيستي ، نه هست هاي ما چونان که بايدند نه بايدها
هر روز بي تو روز مباداست
آيينه ها در چشم ما چه جاذبه اي دارند
آيينه ها که دعوت ديدارند، ديدارهاي کوتاه از پشت هفت ديوار
ديوارهاي صاف ، ديوارهاي شيشه اي شفاف
ديوارهاي تو، ديوارهاي من ، ديوارهاي فاصله بسيارند
ديوارهاي تو همه آيينه اند ، آيينه هاي من همه ديوارند ...
وقتي تو نيستي ... ! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 20:16 توسط عارف و شیرین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|